سوم خرداد ۹۶
-
تاریخ: 1396/3/21 ساعت: 20:12
توی درخت نارنج خونمون یه کبوتر لونه کرده. اولین تخمی که گذاشت جوجه شده و الان رو دومی خوابیده. همه مراعات حالش رو میکنن. همه مواظب هستن که احساس ناامنی نکنه که بخواد لونش رو با این وضعیتی که داره ترک کنه. مامانم منو صدا کرد و یه پوست هندونه که توش برنج فریز شده ی چند روز قبل بود به علاوه ی یه کاسه
یک مشت خواب
-
تاریخ: 1396/3/21 ساعت: 20:12
از خواب بیدار میشوم/ اب را میگذارم جوش بیاید/ یک کافی برمیدارم/تصمیم برای باز کردن و یا نکردنش انگار سخت ترین کار دنیاست/بعد از پنج دقیقه مجادله, منصرف میشوم/کافی را به جایش برمیگردانم/چقدر حس بعد از خوردن کافی بد است/ وارد خیابان پارکینگ میشوم/تصمیم بین تاکسی گرفتن و پیاده رفتن سخت ترین کار دنیا م
اخلاق خوکی
-
تاریخ: 1396/3/21 ساعت: 20:12
بچه بودم. یه چیزی رو خواستم. برام نخریدنش. این نخرین برام قابل هضم بود. من به پدر و مادرم اطمینان داشتم. من بچه بودم اما درک داشتم. من درک کردم که این "نه" پشتش دلیل منطقی هست. وقتی میگن"الان مقدور نیست" یعنی واقعا شدنی نیست. تحت هیچ شرایطی شدنی نیست. جریان "نه" شنیدن واسه من چیزی جز این نبود. تا
رمضان مبارک :)
-
تاریخ: 1396/3/21 ساعت: 20:12
بنام و به یاد و برای تو با خودم فکر میکنم شب اول ماه رمضان هست و حالا کلیییی فرصت دارم که استفاده معنوی ببرم و روز بعد روز دوم هست بعدش روز سوم هست و ...روز دهم و هنوز بیست روز دیگه وقته بعد روز پانزدهم میشه و من به خودم میگم خب تا الان که هیچی هنوز نصفش مونده اما نصف دومم میگذره و من دو سه روز م
حداقل ها
-
تاریخ: 1396/3/21 ساعت: 20:12
دلخوشی ها کم نیست. مثلا همین خیال پردازی... چقدر خوبه که مجانی هست. حتی فکر کردن به اینکه "اگه مثل اینترنت بود که هر از یه مدت باید پول میدادم تا شارژش کنم" هم وحشت اوره!!!
دومین کتابی که تو سال ۹۶ خوندم
-
تاریخ: 1396/3/2 ساعت: 8:06
کتاب دایی جان ناپلئون از ایرج پزشک زاد رو چند روز پیش تموم کردم. کتاب بامزه و باحالی بود. دوسش داشتم. چندین بار حین خوندنش به خنده افتادم اونم خنده های بلند. توصیفاتش عالی بود.کامل میتونید خودتون رو تو محیط و شرایط مجسم کنین. وقتی اخرای کتاب بودم رفت
مقایسه.تعمیم.نتیجه گیری.ماحصل
-
تاریخ: 1396/2/25 ساعت: 1:27
برای نمایش مطلب باید رمز عبور را وارد کنید
نمیدونم.شاید پست موقت.کسی هست؟
-
تاریخ: 1396/2/21 ساعت: 18:22
از صبح میخوام بلاگ کنم ولی اصلا نمیتونم حس و حالم رو بیارم تو کلمه و جمله و بعد هم بریزم رو کیبورد.حال و روز هفته اخیر واسم گنگ و مبهم بوده و هست. اصلا نمیدونم کجام.باید چی کار کنم. نمیتونم بلاگ کنم. حتی نمیتونم تو وبلاگ خودم حسمو منظم تو جمله بریزم . (همین دو خطی که شما خوندین ۳۰ دقیقه طول کشید تای...
اب و هوای تومحشری
-
تاریخ: 1396/2/17 ساعت: 22:22
پرتقالهای خونمون زیر بارون زیبایشون دوچندان میشه :) صبح که اینا رو میبینی کلی حس قشنگ بهت دست میده :)روزتون قشنگ:)یهvoice از صدای بارون براتون گذاشتم:) بدون چتر و حرف زدن.... تا کامل از صدای ناب بارون لذت ببرین:) دریافتدیروز هم جای همگی خالی رفتیم ک
گل سرخ و سفید ارغوانی/فراموشم نکن دوست گرامی
-
تاریخ: 1396/2/17 ساعت: 22:22
برای نمایش مطلب باید رمز عبور را وارد کنید
سازت را با بهار کوک کن
-
تاریخ: 1396/2/17 ساعت: 22:22
انگاری همین دیروز بود که اووکادو ازمون خواست تا براش بگیم که بهترین عیدی که گرفتیم چی بوده ...۳۵۰ روز گذشته ...من ۳۵۰ روز گذشته رو میخواستم یه پست بزنم و بگم که بهترین عیدی که سال ۹۵ گرفتم یه تابلوی شنی از طرف برادرم بوده ... ولی اینقدر پشت گوش اندا
ای که میگذری...هوووووی با توام !!!
-
تاریخ: 1396/2/17 ساعت: 22:22
ادامه ی مصرع زیر را کامل کنید. ای که از کوچه ی معشوقه ی ما میگذری .......................................... الف)مال دانشجو خوردن داره ؟!! :| ب)این زباله هارم بزار دم در!!! ج)کوچه قحطه؟!! نه قحطه؟!! د)یه لقمه معشوقه...بفرما...دور هم خوشیم!!! ه)
به شماها خوش میگذره واقعا؟
-
تاریخ: 1396/2/17 ساعت: 22:22
واقعا چرا؟ با کدوم انگیزه؟نمیدونم قبل از مراسم امشب اخرین باری که عروسی رفتم کی بوده....ولی دقیقا این یادم مونده که همون موقع هم توی این جور مجالس به من خوش نمیگذشت....مدام به چهره ی عروس نگاه میکردم. کسی که واقعا خوش حال باشه و بهش خوش بگذره دقیقا ا
این روزا , عصر که میشه
-
تاریخ: 1396/2/17 ساعت: 22:22
این روزا , عصر که میشه میرم میشینم تو حیاط خونه مون...نگاه میکنم...بو میکنم...قدم میزنم...موهامو پریشون میکنم میریزم دورُ برم...به درخت نارنج خونمون که غرق بهار نارنج هست ,نگاه میکنم...ولی نه یه نگاه عادی...عمیق نگاش میکنم...مثل یه ادم حریص...مثل ادم
پنجم اردیبهشت ماه
-
تاریخ: 1396/2/17 ساعت: 22:22
++هوای روزهای اردیبهشت ماه, دقیقا مثل سکه میمونه. دو رو داره. یه رو اب و هوای بهاری و دلکش هست. یه روی دیگه اب و هوای گرم و داغ .جوری که کلافه و یا حتی عصبانیت میکنه. این روزا حجم قابل توجهی از پول تو جیبی من صرف نوشیدنی ها و خنکی جاتهای توی مسیر دا
استقلال تیم درجه یک پایتخت هست و منم یه دختر متفاوتم!!!
-
تاریخ: 1396/2/17 ساعت: 22:22
خیلی چیزا نه سن داره و نه جنسیت. مثل:سیاست!کری خوندن سر بارسا و رئال! ماشین باز بودن! کل کل سر پرسپولیس و استقلال! بحث کردن درباره ی احمدی نژاد و روحانی و بقیشون! هزار تا مورد دیگه هست که حرف زدن و اظهار نظر شما راجع به اون مورد به تنها چیزی که با ا
رابطه ی کشته شده
-
تاریخ: 1396/2/17 ساعت: 22:22
سرماخوردگی برای همه اتفاق میفته. یه بیماری عادی و روتین محسوب میشه.ولی فقط ادمهایی که حواسشون نیست سرماخوردگی شون پیشرفته میشه و سینوزیت میگیرن. میدونی کسی که سینوزیت میگیره چه جوریه؟ تا یه باد ملایم بیاد سریع اون سرماخوردگی سخت عود میکنه و خودشو نشو
رویا (۱)
-
تاریخ: 1396/2/17 ساعت: 22:22
وقتی توی ماشین بود به این فکر میکرد که اصلا نباید فرصت رو از دست بده. اصلا. در امتداد تحقق بخشیدن به رویایی بود که روزهای ۱۲ سالگی ۱۵ سالگی ۱۸ سالگی بارها و بارها بهش فکر کرده بود. و با وجود بی اهمیت بودن و بی ارزش بودن این رویا, فکر کردن بهش اونو ب